همه گوسفندیم! مگر خلفش ثابت بشه

غریزه "گله گرایی" آدمی را تا ناکجا آباد درونی ذات خویش می برد

دو گوسفند فهیم که گویا گوشهای هر دویشان سنگین بود، با صدایی هر چه بلندتر سخن می گفتند...

اولی گفت: فهم و سوادش در فلسفه از یک دهاتی یا بچه مدرسه ای بیشتر نیست. چیزی سرش نمی شود. اما امروزه این مسئله چه اهمیتی دارد؟ امروز روزگار توده هاست و اغلب گوسفندان در برابر هر چیز توده وار به خاک می افتند، از جمله در کار سیاست. چوپان بزرگ به نظرشان کسی است که برج تازه ای برایشان بر پا کند یا امپراتوری و قدرت تازه ای. اما این چه اهمیتی دارد در جایی که ما گوسفندان دور اندیشتر و خوددارتر هنوز آنی از آن عقیده قدیمی دست بر نداشته ایم؟

گوسفند دوم: کدام عقیده را می گویی؟

گوسفند اول: همان که می گوید: تنها اندیشه بزرگ مایه بزرگی یک کار یا آرمان است.

گوسفند اول که متوجه به خاطر آوردن این عقیده در همسخنش شده بود در ادامه گفت:

حال اگر چوپانی، گله خود را در چنان وضعی قرار دهد که از این پس مجبور به در پیش گرفتن سیاست بزرگ پنداری شود،که نه با طبعش سازگار است و نه اسباب آن را دارد تا جایی که که مجبور شود فضایل کهن و پا بر جای خود را در پای چیزی فرومایه و نامعلوم فدا کند، یا اگر چوپانی به هر حال دست گله خود را در " سیاست بازی" بند کند، در حالی که آن گله کارهای بهتری در پیش و اندیشه های بهتری در سر داشته باشد و اگر این گله در درون روانش از نا آرامی و جنگ و ستیزه پرهیاهوی گله هایی که درگیر سیاست بازی هستند، بی سر و صدا بیزار باشد، اگر چنین چوپانی شور و هیجانهای خفته گله خود را بیدار کند و کمرویی و کناره جوییش را لکه سیاهی بر دامان او بشمارد و بیگانه گرایی و مرز ناپذیری باطنیش را خطا بشمارد و نهادیترین میلهایش را بی ارج جلوخ بدهد، چوپانی را که دست به چنین کارهایی بزند که گله اش در تمامی آینده ـ اگر که آینده ای در کار باشد ـ مجبور باشد کفاره آنها راپس بدهد، آیا چنین چوپانی را می توان بزرگ دانست؟

گوسفند دوم سخت و سنگین پاسخ داد: بیگمان! مگرنه از عهده چنین کاری بر نمی آمد!

در ادامه که سکوت توام با تایید همسخنش را دید گفت: شاید دنبال چنین چیزها رفتن دیوانگی باشد. ولی کدام کار بزرگی است که در آغاز دیوانگی نبوده باشد؟

همسخنش در پاسخ فریاد زد: سوء استفاده از کلمات !

بگوییم: قوی! قوی! قوی و دیوانه! اما بزرگ نه!

صدای دلنشین و لی مایوسانه الاغ پیری که شاهد این مناظره بود حرف این دو را قطع کرد:

قانون زندگانی گوسفندان اینگونه است که هر چه زودتر قویتر بر قوی چیره می شود و این را هم بدانید که سرانجام فرومایه شدن معنوی یک گله را جبرانی هست و آن پرمایه شدن گله دیگری است.

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢٧ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط گوسفند نظرات () |